علی ابراهیم نژاد,
دانشجوی دکترای مدیریت مالی در Boston College آمریکا

در شماره های پیشین نمونه هایی از کسب و کارهای نوآورانه را معرفی کردیم. در این شماره نیز به طور مختصر به مدل کسب و کار نوآورانه دیگری در حوزه فناوری اطلاعات و اینترنت خواهیم پرداخت. شرکت Dropbox در سال 2007 توسط دو دانشجوی دانشگاه MIT به نامهای آرش فردوسی، جوان ایرانی-آمریکایی 22 ساله و Drew Houston 24 ساله در شهر بوستون تأسیس شد. ایده تأسیس این شرکت از آنجا به وجود آمد که ایندو از دردسرهای پیوست کردن فایل به ایمیل برای ارسال آن به یکدیگر و فراموش کردن فلش خود در جای جای دانشگاه به ستوه آمده بودند و تصمیم گرفتند راه حل ساده ای برای مشکل به اشتراک گذاشتن فایل ها (file sharing) و همینطور دسترسی آسان به آنها در همه جا ارائه دهند. پس از تأسیس شرکت در آپارتمان دانشجویی خود در بوستون، ایندو هزینه های اولیه شرکت را از پس انداز Drew Houston تأمین کردند، اما پس از مدت کوتاهی توانستند با ارائه طرح ساده اما جذاب خود حدود 7 میلیون دلار از سرمایه گذارانی چون آقایان هادی و علی پرتوی و تعدادی صندوق سرمایه گذاری ریسک پذیر1 جذب کنند. پس از آن، آرش فردوسی از ادامه تحصیل انصراف داد و شرکت به شهر سانفرانسیسکو که به مرکز شرکت های تکنولوژیک جهان و Silicon Valley نزدیکتر است منتقل شد.

علی ابراهیم نژاد,
دانشجوی دکترای مدیریت مالی در Boston College آمریکا
در شماره پیشین یکی از کسب و کارهای نوآورانه را معرفی کردیم. در این شماره نیز به طور مختصر به مدل کسب و کار نوآورانه دیگری در حوزه فناوری اطلاعات و اینترنت خواهیم پرداخت. شرکت اینترنتی LinkedIn همانند facebook و Twitter یک شبکه اجتماعی اینترنتی است که فضایی را برای برقراری ارتباط، یا به عبارت رایج تر لینک شدن، با دیگران فراهم می کند. با این تفاوت که بر خلاف دیگر شبکه های اجتماعی جنبه عمومی نداشته و عمدتا متمرکز بر ارتباطات و فعالیت های حرفه ای و شغلی افراد است. این شرکت در سال 2002 توسط Reid Hoffman تأسیس شد. موسس این وب سایت فارغ التحصیل دانشگاههای Stanford آمریکا و Oxford انگلستان است و پیش از تأسیس LinkedIn در شرکت های Apple و Fujitsu فعالیت داشت و یک وبسایت دوستیابی به نام SocialNet نیز راه اندازی کرده بود.
وبسایت LinkedIn هم اکنون بیش از 175 میلیون کاربر در بیش از 200 کشور جهان دارد و هر ثانیه 

نمودار 1: روند رشد سهم تبلیغات آنلاین از کل هزینه های تبلیغاتی شرکت هادو کاربر جدید به این تعداد افزوده می شود! مقر اصلی این شرکت در Silicon valley واقع در ایالت کالیفرنیای آمریکا است، جایی که بخش عمده ای از شرکت های تکنولوژی مشهور جهان مانند Apple، Google، Yahoo و eBay در آن واقع شده اند. این شرکت در سال 2010 رتبه دهم را در بین 100 شرکت برتر نوپای تکنولوژیک واقع در Silicon Valley کسب کرد و در بهار سال 2011 نیز در بورس نیویورک سهام خود را عرضه کرد. جالب است بدانید تنها در روز اول عرضه سهام این شرکت، قیمت هر سهم آن 109% یعنی بیش از دو برابر رشد کرد و هم اکنون این شرکت ارزشی بالغ بر 12 میلیارد دلار دارد! تنها در بهار امسال، درآمد این شرکت بیش از 220 میلیون دلار بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل 90% رشد نشان می دهد.
دلیل رشد خیره کننده این شرکت را می توان در مدل کسب و کار متمایز آن دانست. از یک سو تمرکز شرکت 

علی ابراهیم نژاد
دانشجوی دکترای مدیریت مالی در Boston College آمریکا
توسعه فناوری اطلاعات بدون شک تأثیر شگرفی بر فعالیتهای اقتصادی و بهبود کسب و کار داشته است. این تأثیرگذاری به نه تنها موجب افزایش بهره وری در بسیاری از کسب و کارها شده است، بلکه در بسیاری از حوزه ها تغییرات بنیادینی در مدل کسب و کار ایجاد نموده و ساختار آن صنعت را دچار دگرگونی اساسی نموده است. از جمله مهمترین عواملی که در ایجاد چنین تغییرات گسترده نقش داشته تأثیر فناوری ارتباطات و به خصوص اینترنت بر سهولت دسترسی به اطلاعات است. بدین معنا که بشر به کمک اینترنت توانسته است به حجم عظیمی از اطلاعات دسترسی آسان پیدا کند و با جستجو در اینترنت در کسری از ثانیه به اطلاعات موردنیاز خود دسترسی پیدا کند. همه ما نمونه های بسیاری از این موضوع را سراغ داریم. انواع و اقسام سایت های مربوط به خرید های اینترنتی همچون آمازون و e-bay و بسیاری از سایت های دیگر که امکان تبادل تجربیات افراد درخصوص کالاهای مختلف را فراهم می کنند همه و همه تنها نمونه هایی از تأثیرات فناوری ارتباطات و اینترنت بر مصرف کنندگان و همینطور کسب و کارها است.

ایده‌پرداز عزیز
شاید برای تو هم پیش اومده باشه،
شاید تو هم تو چنین شرایطی گیر کرده باشی،
شاید غرق ایده‌هات شدی و هیچ کس نبوده که نجاتت بده،
شاید همیشه این سوال را از خودت کردی که از بین انبوه ایده‌هات به کدومشون بچسبی،
و شاید پاسخ شما اینجا باشه:
چگونه ایده‌هایمان را غربال کنیم؟
برای انتخاب بهترین ایده از بین ایده‌های متعددی که دارید از این سه معیار استفاده کنید:
اهلیت شما نسبت به ایده یعنی سابقه خانوادگی، تجربه خودتان یا تحصیلات دانشگاهی شما در مورد یا نزدیک ایده باشد.
قابلیت صیانت از مالکیت فکری ایده یعنی بتوانید با یکی از قوانین رایج مالکیت فکری در کشور از ایده‌تان حفاظت کنید.
چشم‌اندازی که برای آن می‌توانید متصور شوید یعنی رویایی‌ترین آرزویی که برای ایده می‌توانید داشته باشید.

علی ابراهیم نژاد,
دانشجوی دکترای مدیریت مالی در Boston College آمریکا

در شماره پیشین یکی از کسب و کارهای نوآورانه را معرفی کردیم. در این شماره نیز به طور مختصر به مدل کسب و کار نوآورانه دیگری خواهیم پرداخت. شرکت Groupon در سال 2008 میلادی توسط Andrew Mason راه اندازی شد. ماجرای این شرکت از آنجا شروع شد که موسس آن پس از تحصیل در رشته موسیقی در دانشگاه Northwestern آمریکا به ناچار و به تشویق اطرافیان به برنامه نویسی با کامپیوتر روی آورد. وی با شرکت در یک مسابقه برنامه نویسی موفق به کسب یک بورس تحصیلی در دانشگاه Chicago شد، اما پس از سه ماه از تحصیل انصراف داد و پس از آن در اواخر سال 2008 شرکت Groupon را تأسیس نمود.
مدل کسب و کار Groupon مبتنی بر افزایش قدرت چانه زنی خریداران خرد از طریق اینترنت است. به این معنا که افرادی که در وبسایت این شرکت ثبت نام کرده اند به صورت روزانه ایمیلی شامل تعدادی تخفیف ویژه از کسب و کارهای کوچک فعال در محل زندگی خود دریافت می کنند. به عنوان مثال، اگر شما در بوستون زندگی می کنید به طور روزانه مجموعه ای از تخفیف های قابل توجه از رستورانها، سالنهای ورزشی، سالنهای آرایشی و یا هر کسب و کار محلی دیگری را دریافت می کنید. شما در صورت تمایل می توانید یک (یا چند) تخفیف را که معمولا در حدود 50% و یا بیشتر است از طریق وبسایت Groupon خریداری کنید. حال اگر تعداد افرادی که تخفیف ارائه شده توسط یک کسب و کار را خریداری می کنند از تعداد مشخصی بیشتر شود آن تخفیف فعال میشود (درصورتی که تعداد ثبت نام کنندگان کمتر از حد مشخصی باشد آن تخفیف از بین می رود بدون آنکه مشتریان پولی پرداخت کنند). سپس هریک از مشتریان یک کد تخفیف دریافت می کنند که با مراجعه به رستوران مربوطه (و یا هر کسب و کار دیگری) و ا ارائه کد از آن تخفیف بهره مند می شوند. Groupon بخشی از پول پرداخت شده توسط مشتریان را به عنوان کارمزد دریافت می کند و مابقی را به کسب و کار مربوطه پرداخت می کند. به طور مثال، فرض کنید هزینه یک سالن آرایشی 80 دلار است. حال اگر Groupon تخفیف 50 درصدی به مشتریان ارائه کند مشتریان 40 دلار بابت آن پرداخت می کنند و Groupon 40 دلار دریافت شده را بین خود و سالن آرایشی طبق فرمول مشخصی (معمولا 50% از درآمد حاصله برای Groupon و 50% برای سالن آرایشی) تقسیم می کند. لازم به ذکر است که Groupon سهم کسب و کار مربوطه از درآمد حاصله را به صورت اقساطی (معمولا در 3 قسط در مدت حدودا 20 روز) پرداخت می کند و در حقیقت در این بازه نیز از درآمد حاصله برای سودآوری بیشتر استفاده می کند.

ابراهیم سوزنچی کاشانی

امروزه بحث اقتصاد دانش‌بنیان در کشور بسیار داغ شده است و تقریباً هر سازمان یا نهادی یک دفتر یا یک کارگروه اقتصاد دانش‌بنیان برای خود ایجاد کرده‌اند و در حال بحث هستند که این اقتصاد چیست و برای ورود به آن چه‌کاری می‌توان انجام داد؟ قانون حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان نیز تأکید کرده‌است که باید به این بنگاه‌ها توجه خاصی نمود و همچنین حمایت‌های ویژه‌ای نظیر معافیت‌های مالی، مالیاتی، گمرکی و غیره را برای آنان پیش‌بینی کرده است. طبق تعریفی که در این قانون آمده‌است، بنگاه‌های دانش‌بنیان همان بنگاه‌های با تکنولوژی برتر و باارزش افزوده بالا هستند. به‌عبارت‌دیگر، بنگاه‌های دانش‌بنیان آن دسته از بنگاه‌هایی هستند که کالایی را که تولید می‌کنند، ارزش‌افزوده و قیمت نهایی کالای آن عمدتاً متأثر از دانشی‌است که در آن نهفته است نه مواد اولیه و سایر هزینه‌ها. مثلاً یک دارویی که سایرین نمی‌توانند تولید کنند و بنگاهی با کسب یک دانش تخصصی آن را تولید می‌کند و قیمت نهایی آن بسیار بیشتر از هزینه‌ای است که برای مواد فیزیکی تشکیل‌دهنده آن صورت می‌گیرد. تأکید و تمرکز بر این بنگاه‌های دانش‌بنیان و قرار دادن آن‌ها به‌عنوان مرکز اصلی اقتصاد، هدف اساسی مدافعان اقتصاد دانش‌بنیان است. بدین ترتیب ارزش‌افزوده این بخش عمدتاً حاصل دانش است. این بنگاه‌ها برای اینکه بتوانند به چنین مرتبه‌ای دست پیدا کنند نیازمند درجه بالایی از تحقیق و توسعه حداقل بالای ۵% درآمد خود هستند و نیروی انسانی ماهر و تحصیل‌کرده باکیفیت بالای علمی زیادی نیاز دارند و باید بتوانند دانش را در انحصار خود نگه‌دارند. به یک معنا این‌ها بنگاه‌های عمدتاً Hi-Tech هستند.

نویسنده: پوریا همدانی

در عصر حاضر، کارآفرینی و کسب و کارهای نوپا، موتور رشد اقتصادی محسوب می شوند و بسیاری از دولت ها اعم از توسعه یافته، در حال توسعه یا توسعه نیافته، افزایش میزان کارآفرینی را در سیاست های کلان خود پیگیری می کنند.
این در حالی است که در بسیاری از موارد ارتباط دقیق میان کارآفرینی و رشد اقتصادی، به علت عدم وجود رابطه مستقیم، دقیقا درک نشده است. دلیل این عدم ارتباط مستقیم این است که این دو چندین قدم علی و معلولی از یکدیگر فاصله دارند و متغیرهای کارآفرینی و رشد اقتصادی در سطوح تحلیلی متفاوت (فردی (individual) در مقابل کلان) مطرح هستند که این مساله تشخیص رابطه بین این دو را دشوار می کند. بنابراین پیش از هر گونه سیاست گذاری و سرمایه گذاری در راستای توسعه کارآفرینی در جامعه، نیاز است که مشخص شود که دقیقا آنها چه نقش های مثبت یا منفی بر توسعه اقتصادی کشور ایفا می کنند. یکی از مهم ترین شاخص های توسعه اقتصادی یک کشور نرخ رشد اقتصادی آن است که به طور معمول با نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی (GDP) اندازه گیری می شود.

پوریا درنی همدانی
دانشجوی دکترای کارآفرینی
باور عمومی و تصور بسیاری از سیاست‌گذاران بر این است که کارآفرینان موتور رشد اقتصادی هستند و نرخ بالاتر کارآفرینی در کشورها تاثیر مثبتی بر توسعه اقتصادی خواهد داشت. با وجود اینکه کارآفرینان در جنبه‌های گوناگونی ازجمله نوآوری، اشتغال‌زایی و افزایش صادرات می‌توانند به اقتصاد یک کشور کمک کنند، همه کارآفرینان به‌طرز یکسانی این مشارکت اقتصادی را ندارند. کارآفرینی دارای تعاریف گوناگونی است که هر تعریف جنبه‌ای خاص از کارآفرینی را مدنظر قرار می‌دهد. به‌عنوان مثال می‌توان کارآفرین را کسی که فرصت‌های کسب‌وکار را شناسایی و از آنها بهره‌برداری می‌کند، تعریف كرد یا کسی که ریسک انجام یک کسب‌وکار جدید را به عهده می‌گیرد در نظر گرفت؛ اما تعریف ساده و عملگرایانه‌ای که در دو دهه اخیر مقبولیت گسترده‌ای در ادبیات کارآفرینی یافته، کارآفرینی را به معنای ایجاد یک کسب‌وکار تعریف می‌کند. این تعریف طیف گسترده‌ای از کارها، از بازکردن یک سوپرمارکت تا تاسیس یک شرکت High-Tech در حوزه IT را به‌عنوان کارآفرینی به شمار می‌آورد. چنین تعریف گسترده‌ای شناسایی ویژگی‌های کارآفرین موفق و تاثیر کارآفرینان بر اقتصاد را دشوار می‌کند. برخی تحقیقات نشان می‌دهند که همه کارآفرینان به رشد اقتصادی در یک کشور کمک نمی‌کنند، بلکه مشارکت اصلی در رشد اقتصادی بر عهده یک گروه کوچک از کارآفرینان نوآور با پتانسیل رشد سریع است. این گروه از کارآفرینان معمولا سرمایه انسانی، به مفهوم دانش، تجربه و تخصص بالا در حوزه فعالیت به همراه مهارت‌های مدیریتی بالا دارند که به آنها در شناسایی فرصت‌های جدید و بهره‌برداری موفق از آنها کمک می‌کند.